X
تبلیغات
فانوس‌هاي روشن - نوشتن قشنگ ترین آرزو.....

فانوس‌هاي روشن

نوشتن قشنگ ترین آرزو.....

                                                                     بنام خدا

همیشه توی زندگی زمانایی هست که آدم واقعا احساس خستگی می کنه...خستگی از نوع جسمی با چند روزی استراحت رفع می شه ولی خستگی روحی جسمتو هم خسته می کنه..انگار از یه سفر طولانی و سخت برگشتم .. سفری که نمی دونم چند روز و چند ساعت طول کشیده...فقط می دونم اینقدر این سفر بهم سخت گذشته که  واقعا رمقی برام نمونده... 

بعضی حرف ها وقتی توی دل آدم سال های سال بمونن حکم شراب هفت ساله ای رو پیدا می کنن که انقدر قوام پیدا کرده که فکر می کنی اگه به اهلش بگی مست مست می شن..ولی اگه به اهلش نگی٬ اهلی که قدر این شراب هفت ساله رو ندونن حرفات واسشون همون حکم الکل داره که فقط برای لحظه ای می تونه مستشون کنه و شاید اصلا مستشون نکنه...ولی گفتن حرفهایی که کهنه ولی خالصند انقدر شجاعت می خواد که هر کسی این شجاعت و نداره..خوشحالم که شجاعت این رو دارم که  حرف های نابیو که توی دلم بود و تا بحال کسی نشنیده بود رو بگم..اما ظاهرا من هم حرفامو به اهلش نگفتم. با من هم مثل همون الکل رفتار شد...

همیشه دل کندن از سرزمین خاطرات حتی وقتی که از اون سرزمین بیرونت می کنن سخته... ولی چه می شه کرد باید بری ..چون ساکنین این سرزمین نمی خوانت....مدتهاست که نمی خوانت ولی یا روشون نشده که بگن برو ویا تو نفهمیدی...که حتما تو نفهمیدی و تمام مدت با توهم اینکه دوست دارن تو سرزمینشون بمونی اونجا موندی..ولی حالا دیگه تحملتو ندارن..تو یه غاصبی ..تو سرزمین اونا رو بزور گرفتی حالا باید پسشون بدی و بری یه جایه دیگه... ولی کجا؟

من هنوز امید دارم ...زنده ام ... من با خاطراتی زنده ام که تنها برای من خاطره اند....من هم مثل خیلی از آدما  هنوز آرزو دارم .. آرزوهایی که برای رسیدن بهشون باید تلاش کنم.......

 بزرگترین آرزوی من ......

 اینه که انقدر توانایی داشته باشم که نذارم انسانی بخاطر خودخواهی دیگری غرورش زیر پا له بشه....و انقدر وجودم بزرگ باشه که بخاطر غرور خودم غرور کسه دیگه ای رو لگد مال نکنم......

می خوام به نوشتن آرزوها دعوتتون کنم از دوستام بخوام بزرگترین آرزوشونو بگن..  از دوستای عزیزم مهناز٬ زینب٬ پریسا ٬ محمد عزیزی ٬حامد٬ مسعود٬ حمیدو... دعوت می کنم آرزوهشونو بنویسن ...........

                                                 منتظر قشنگ ترین آرزوهاتون هستم....

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط گمگشته   |